کوروش !!

مگر مى‏خواهند كوروش را وارد ايران كنند؟ <?XML:NAMESPACE PREFIX = O />

روزى از كميته استقبال از تهران به پاريس زنگ زدند.من مسؤول دفتر و تلفن امام بودم.تلفن كننده شهيد مظلوم دكتر بهشتى بود كه مى‏گفت‏براى ورود امام برنامه‏هايى تنظيم شده، به عرض امام برسانيد كه فرودگاه را فرش مى‏كنيم، چراغانى مى‏كنيم، فاصله فرودگاه تا بهشت زهرا را با هلى كوپتر مى‏رويم و...وقتى خدمت امام مطالب را عرض كردم پس از استماع دقيق كه عادت هميشگى ايشان بود كه سخن طرف مقابل را به دقت گوش كنند و آنگاه جواب گويند، با همان قاطعيت و صراحت‏خاص خود فرمودند: «برو به آقايان بگو مگر مى‏خواهند كوروش را وارد ايران كنند! ابدا اين كارها لازم نيست‏يك طلبه از ايران خارج شده و همان طلبه به ايران باز مى‏گردد.من مى‏خواهم در ميان امتم باشم و همراه آنان بروم ولو پايمال بشوم‏»

/ 1 نظر / 9 بازدید
korush

سلام دوست عزیز و گل خودم با اجازت وارد وبلاگت شدم و این کامنت رو واست گذاشتم. مطالب جالبی داخل بلوگت گذاشتی واقعا زیباست جدی میگم. خسته نباشی. بازم بهت سر میزنم. من به بلوگت آمدم تا هم نظری بدم و هم شما دوست عزیزم را به قایق کاغذی خودم دعوت کنم. قایق من کاغذی هست اما میتونی گرمی عشق و محبت را در وجودش حس کنی ..که این گرمی وجود منه در دل قایق کاغذی من. اگر بیایی بر جایگاه هر قدمت گلی خواهم کاشت از جنس دوستی و مهر و صفا بیاد دوستی همیشه سبزمان. مکان: ساحل خوشبختی. زمان: تا نهایت بودن منتظر قدمهای سبزت هستم قربان شما، کورش -ناخدای قایق کاغذی