هم زیارت هم سیاحت

در روایات و احادیث ما مکررا تا کید به انجام تفریحات سالم شده تا جائی که امیر المومنین (علیه السلام) می فرماید :انسان مومن ساعات  زندگیش رابه بخش تقسیم میکند ، بخشی را صرف مناجات با پروردگارش مینماید و بخشی را در طریق تامین و اصلاح معاش زندگی به کار میگیرد ، و بخش سوم برای استراحت و بهره گیری از لذتهای حلال و دلپسند انتخاب می نماید. (حکمت 390)

مثل همیشه که من و طایر قدسی همه جا با هم هستیم تصمیم گرفتیم یه سر به کوه دماوند بزنیم تا هم از طبیعت بهره ببریم و هم چون هر سال تابستان حضرت آیت الله جوادی آملی (حفظه الله) دماوند تشریف دارند به محضرشون برسیم و از وجود ذی وجودشون بهره مند بشیم خلاصه صبح زود وسایل رو جمع کریم و با سه تا از دوستای بسیار خوب راه افتادیم به سمت دماوند . بعد از حدودا یک ساعت رسیدیم بعد از مقداری استراحت در منزل دائی دوستم طائر قدسی کوهنوردی رو شروع کردیم واقعا استفاده کردن از طبیعت بکر و گوش دادن به صدای زیبای آب روان خیلی لذت بخش بود .

آبشار تیز آبمن و طائر قدسی

                                                       (من و طائر قدسی)

بعد از مدتی پیاده روی رسیدیم به آبشار تیز آب جای همه خالی خیلی زیبا بود دوستان که یه آب تنی حسابی کردند جاتون خالی خیلی لذت بخش بود کم کم داشت موقع اذان می شد ، برگشتیم طرف باغی که قرار بود اونجا ناهار رو درست کنیم اول نماز جماعت خوندیم و بعد رفتیم سراغ ناهار جای همتون خالی ، من باب حدیث قو علی خدمتک جوارحی یه جوجه کباب حسابی درست کردیم و به قول بچه تهرانی ها زدیم به بدن !

بعد از صرف ناهار اومدیم منزل وکمی استراحت کردیم و بعد آماده شدیم برسیم محضر حضرت آیت الله جوادی آملی (حفظه الله) ایشون وقتی دماوند تشریف دارند هر هفته جمعه ها منزلشون روضه دارند بعد از اینکه رسیدیم منزل آقا با یه خونه ساده و در عین حال معنوی و زیبا مواجه شدیم تقریبا آخرهای روضه بود جاتون خالی ما هم نشستیم کنار آقا اتفاقا اون روز آیت الله امامی کاشانی هم آمده بودند منزلشون برای روضه . سرتون رو درد نیارم . من خیلی سعی می کردم که همش به چهره آقا دقت کنم چون می دونستم نگاه کردن به چهره عالم عبادته . بعد از روضه دست جمع با حضرت آقا رفتیم مسجد برای نماز چه نماز باحالی بود واقعا لذت بخش بود . بعد از اینکه نماز تموم شد رفتیم یه مقدار خرید کردیم و رفتیم منزل شام رو صرف کردیم و خوابیدیم.

6b0qal1.jpg

صبح بعد از اینکه نماز رو جماعت خوندیم تقریبا از خستگی دیروز بی هوش شدیم . دیگه باید کم کم بر میگشتیم طرف تهران اما بازم باید یه سر دیگه میرفتیم پیش آقا ، آماده شدیم تا نماز ظهر رو هم در محضر حضرت آقا اقامه کنیم . پیاده رفتیم دم منزل آقا وقتی ایشون راه میرفتند تنها چیزی که می شد در رفتار ایشون دید ادب بود همین . ایشون مجسمه ادب بودند تمام سکنات وحرکاتشون نشون دهنده شخصیت بسیار بزگشون بود . خلاصه سرتون رو درد نیارم قدم زنان با آقا رفتیم طرف مسجد بجز چند نفر دیگه کسی توی مسجد نبود باز هم لذت یه نماز با معنویت رو با تمام وجودمون حس کردیم ، بعد از نماز با رفقا تا دم درب منزلشون رفتیم یکی از حضرت آقا سوال کرد چجوری میشه حواسمون در هنگام نماز جمع باشه ؟ حضرت آقا با اون لحن دوست داشتنی فرمودند : باید مراقب بیرون نماز بود اگر کسی هر غذائی را بخورد ، هر چیزی را به زبان بیاورد ، هر موسیقی ای را گوش دهد در هنگام نماز هم نمی تواند حضور قلب داشته باشد .

وقتی آقا با همه خداحافظی کردند و رفتند داخل منزل ، یکی از دوستانم حرف بسیار زیبائی زد که هیچ وقت فراموش نمی کنم . گفت این بهترین راهپیمائی عمرم بود و واقعا هم همین طور بود

4z92p07.jpg

(من و حضرت آفا راستی اونی که لباس سفید پوشیده منم)

4ti6zxg.jpg

نماز در محضر آقا

/ 3 نظر / 19 بازدید
فريبا

منم ميخااااااااااااااااام

مهران

ای بابا تنها خور................ حالا هرچی خوش به حالت ولی حالا روزت مبارک

رضا

بسم الله سلام ...انشاءالله حالتون خوب باشه اول تبريک ميگم ميلاد حضرت علی ع رو هر چند که دير شده ديگه هم اينکه کوهنوردی خوبی بوده کاش منم بودم التماس دعا...يا علي