غربت در هيات

ديشب يه اتفاق جالب برام افتاد با يكي از دوستان خيلي صميميم ( طاير قدسي) تصميم گرفتيم بريم يكي از هياتهاي به اصطلاح مذهبي كه مداحش جديداً خيلي معروف شده و سي دي هاش بين جوانان مذهبي رواج پيدا كرده.

اصلا اصرار نكنيد چون نمي تونم اسمش رو بگم ! نمي دونم چي بگم از كجا بگم واقعا زبان قاصره از اين كه بتونه ذره اي از چيزهايي كه ديشب توي هيات ديدم براتون تعريف كنم.

وقتي دوستم بهم پيشنهاد داد كه بريم ساعت 30/10 شب بود نگاهي بهش كردم و  گفتم مگه الان هم هيات هست؟ دوستم با نگاهي طنز آلود به من نگاه كرد و گفت: تازه الان داره شروع ميشه ! به اتفاق سوار موتور شديم و راه افتاديم وقتي به هيات رسيديم با يه خونه مواجه شديم كه پاركينگش شده بود حسينه ي هيات، وقتي داخل هيات شديم با يه عده جوان مواجه شديم كه آماده ميشدند براي سينه زني همه لباسها رو در آورده بودند وعده اي هم براي اينكه راحت سينه زني كنند شلوار كردي پوشيده بودند! و منتظر مداح بودند تا شروع كنه به خوندن .

نمي دونم از كجا بگم فقط سعي ميكنم ذره اي از چيزهاي عجيبي روكه ديدم براتون شرح بدم.

الف)يه جوان تقريبا بيست وچند ساله كه ناظم مجلس و به اصطلاح هياتي ها ميان دار مجلس بود دائم در حال تحريك جمع به نوعي خاص از سينه زني بود كه خيلي عجيب بود .

ب)بعد از مقداري سينه زني دو تا دايره بزگ درست شد كه كه عده اي داخل دايره و حلقه اي ديگه بعد از اون مي چرخيدند و سينه ميزدند.

ج) يه نفر در كنار مداح اصلي نشسته بود و دائم مثل آهنگهاي تكنو اسم شريف امام حسين (ع)  رو با لحني خاص تكرار ميكرد، حسي كه از اين تكرار به تو دست مي داد مثل خلسه اي بود كه از آهنگهاي تند تكنو در آدم ايجاد مي شد.

د) بعد از مقداري سينه زني مثل آدمهايي كه تازه مست شده باشند شروع كردند به انجام دادن حركات خيلي عجيب ، يكي مثل سگ سرش رو به زير انداخته بود و هي دور هيات مي چرخيد ، يكي ديگه سرش رو مانند دراويش به اين طرف و اون طرف مي چرخوند ، يكي ديگه نشسته بود كنار مجلس و با زنجيري كه در دست داشت هي به سرش مي كوبيد ، ديگري مانند سگي كه پوزه به خاك ميماله سرش رو روي زمين ميكشيد و...

ه)مداح دائم در حال خوندن شعر هائي بودكه دم از مي و ساقي و شراب ميزنه ، دقيقا مثل مجالس اهل تصوف و صراحتا به جمع ميگفت : بايد اينقدر مستي كني كه ديگه اختيار دستت براي خودت نباشه و هر جا ميخواد بخوره !

و) بعد از 1 ساعت و نيم سينه زني تقريبا ساعت 12 بود كه سينه زني داشت تموم مي شد توي اين يك ساعت و نيم هر كار عجيبي كه تصور بكنيد ديدم بعد از اينكه سينه زني تموم شد جمع مثل اينكه يك مبارزه سخت رزمي روپشت سر گذاشته باشند و خيس عرق شده باشند هر كدوم به گوشه اي افتاده بودند و سر و صورت بعضها شون خوني و كبود شده بود. مداح شروع كرد به صحبت از امير المومنين (ع) و به اصطلاح رفت منبر .اينقدر درباره امير المومنين (ع) و داستان شب معراج غلو كرد كه آدم فكر مي كرد كه نستجيربالله رسول الله (ص) هم يكي از مريدان حضرت امير (ع) بوده.

ز)بعد از اتمام مجلس همه جمع شدند كنار مداح و دست و بدنش رو مي بوسيدند جالب اينجا بود كه كسائي كه تا چند دقيقه پيش اصلا حالشون دست خودشون نبود و به اصطلاح داشتند مستي مي كردند تا چراغها روشن شد همه بلافاصله به حالت اول خودشون برگشتند انگار نه انگار كه خبري بود .

5z2lw85.jpg

نمي دونم چي بگم و از كجا بگم ولي واقعا غربت اهل بيت رو با تمام وجودم حس كردم غربتي كه حتي در مجالس مذهبي ما ساري و جاري شده . ميگند يكي از اتفاقاتي كه در آخر الزمان مي افته سطحي نگري در دين هست ، تفكري كه فقط به پوسه دين بسنده ميكنه و هيچ وقت سعي نميكنه به اعتقادات ، اخلاق ومعرفت ديني عمق بده . نمدونم اين روند تا كجا پيش ميره و در نهايت به كجا منجر ميشه. ياد حديثي از امام حسين (ع) افتادم كه آقا مي فرمايد : الناس عبيد الدنيا و الدين لعق علي السنتهم (مردم بندگان دنيا هستند و دين جز لقلقه اي بر زبانشان نيست )

خدايا ما رو با خودت آشنا كن ! آمين

/ 9 نظر / 22 بازدید
متين

و وهمين است که می فرمايند : دين ماماند آتيش کفه دست می شود ...

گل دختر

سلام . جالب بود . فکر نمیکردم هنوز چنین مراسم هایی باشه . واقعا از خود بیخود میشن که نمی تونن صحت و سقم کارشون رو تشخیص بدن . اهدنا الصراط المستقیم یا خداا

مهدی

جا نا سخن از زبان ما میگویی سلام واقعا درد و دل جالب که چه عرض کنم تلخی بود واقعا ائمه ما غریب هستن ، در میان شیعیان یه جور در میان دشمنان جور دیگه متاسفانه هیئات ما هم تحت تاثیرذ فرهنگ غربی دارن تحریف میشن اقا امام زمان به دادمون برسه یا علی

hichkas

dost nadaram in harfo bezanam. labod inam noee az sargarmiye. bichare javonamoon

ثمین

سلام ای کاش خودتون تا آخرش نمیشستین

ساحل

سلام من ميخوام از غربت حضرت زهرا (س) بگم که اين روزا بدجوری دلمو ميسوزونه. ميدونيد من امسال ديگه اصلا برا زجرهايی که حضرت زهرا بين در و ديوار کشيدند گريه نمی کنم. برعکس برا اين گريه می کنم که توی اين مملکت اسلامی الان سالهاست که برا ايام فاطميه (مثلا قرار بوده دو دهه باشه و مرتبا بدعت ميزارند و تا حالا که کردنش ۶۰ روز) ۶۰ روز برا حضرت زهرا گريه می کنيم که چی؟ که مهمترين فرمايش حضرت زهرا رو که دستور به رعايت حجاب بوده رو زير پا بذاريم؟ که تو مملکت اسلامی استاد دانشگاه به خودش اجازه بده دست به موهای دختر محجبه بزنه؟ که تو شهر ما دختر چادری ها رو چاقو بزنند؟ و خانواده های ما ديگه با ترس و لرز ما رو به دانشگاه بفرستند؟ اين همه سال برا دردی که حضرت زهرا بين در و ديوار کشيد گريه کرديم چی شد؟ هيچی فقط به اسم گريه برای اهل بيت ما رو از اهل بيت دور کردند....... اينها گريه داره. نداره؟

محمد حسن

زبان قاصر از گفتن دردهاست خدا هممونو هدايت کنه با اجازه لينکتون کردم وبلاگ امانت با مطلب موذن خرمشهر به روز است با تشريف فرمايي خود كلبه ي محقر ما را روشن فرماييد . التماس دعا

منتظران

عالی بود. ای کاش هر چه سريعتر بتونيم وارد عمل بشيم. و عزممون رو جزم کنيم تا از بدعت در دين جلوگيری کنيم. موفق و مويد باشيد

پيرو ولايت

اگر ما پيرو رهبرمان باشيم و به فرامينش با دل و جان گوش فرا دهيم ديگر با اين مسائل رو به رو نمی شویم چون ما هستیم که با خریدن سی دی های این اشخاص که اسمشان را مداح اهلبیت گذاشتند آنها را بزرگ میکنیم و یا با شرکت در مجالسشان باعث شلوغ شدن مجلس و به نوعی تائید اين اشخاص می شويم و با اين عملهايمان بايد جوابگو باشيم. به وبلاگ من هم يه سری بزنيد