کتاب بی نام اعترافات

آخرین کتاب رمانی که خواندنش تمام شد کتاب «بی‌نام اعترافات» داوود غفارزادگان بود   کتاب این داستان‌نویس کهنه‌کار و آزموده این دیار، مدتی است که روانه بازار کتاب شده و ماوقع کتاب، انگار هجو خود همین نوشتن است.اسم کتاب به اندازه کافی، جذابیت دارد تا هر خواننده مشتاق ادبیات را به‌سوی خود بکشد. زبان شوخ‌وشنگ رمان یکی از نکات درخشان کار است که تا آخر با خواننده همراه شده و نمی‌گذارد، سردی فضا و آدم‌های داستان بر ما تحمیل شوند. طنز سلاح راوی داستان است، که با آن نیشتر به خود و اطرافیانش می‌زند. اگر بشود خلاصه‌ای برای رمان متصور بود، می‌توان گفت: «رمان در اصل سه کتاب است که در یک مجله انگار با ترفند سلطان‌بانو- مادر نویسنده پسر- بارها و بارها بازنویسی شده» راویان داستان: نویسنده پدر، نویسنده پسر و مجموع این روایات پدر و پسر بوده که ماحصلش کتاب «بی‌نام اعترافات» است. روایت نویسنده پدر، که روایتی آرمان‌گرایانه است، ارثیه و ماترک پسر شده و پسر که بازنویس بالاجبار این ماترک است به جای آنکه روایتگر بی‌کم و کاست دنیای مرده پدر باشد، هجونویس این دنیا می‌شود؛ دنیایی که فقط در پی باد دویدن است. زبان طناز نویسنده پسر از سر بی‌حوصلگی و بی‌تفاوتی در این مجال خواندن، گاه خنده‌ای تلخ برلبان ما می‌آورد. رمان تجربه‌ای است نو در امر نوشتن از خود و گذشتن خود. دالانی است پیچ‌درپیچ که تنها یار خواننده طنز سرخوشانه نویسنده پسر است.


/ 2 نظر / 14 بازدید

سلام ممنون که وقت میذاری و وبلاگو آپ میکنی.لطفا زودتر آپ کن .وهمچنین از عکسای زیبایی که میگیری بیشتر تو وبلاگ بذار.[گل]

سمیه

دمت گرم که رمان می خونی. عاشق این روحیه ام.