نظر خود را درباره اين داستان بنويسيد و بگوئيد چه نتيجه ای از اين داستان حاصل می شود

مردي بود كه براي اينكه خودش را گم نكند ، كدوئي را سوراخ كرده و به گردنش آويزان نموده بود ، و در حضر و سفر و در خواب و بيداري آن كدو به گردنش آويخته بود ، و پيوسته شادان بود كه : من تا به حال با اين علامت بزرگ نه خودم را گم كرده ام و نه از اين به بعد تا آخر عمر خودم را گم نخواهم كرد . شبي كه با رفيقش طريقش در سفر با هم خوابيده بودند ، در ميان شب تاريك رفيقش برخاست و آهسته كدو را از گردن وي باز كرد و به گردن خود بست و گرفت خوابيد . صبحگاه كه اين صاحب كدو از خواب برخاست ، ديد كدويش در گردنش نيست ، فلهذا بايد خود را گم كند . و آنگاه ملاحظه كرد كه اين كدو به گردن رفيقش كه در خواب بسته است و گفت : پس حتما من اين رفيق در خواب هستم ، زيرا كه علامت من در گردن اوست . مدتي در تحير بود كه بار الها ! بار خداوندا ! چه شده است كه من عوض شده ام ؟ از طرفي من منم ، پس كو كدوي گردنم ؟ و از طرفي كدو علامت لاينفك من بود ، پس حتما اين مرد خواب كدو به گردن بسته ، خود من هستم و با خود اين زمزمه زا در زير زبان داشت : <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

(( اگر تو مني پس من كيم ؟! اگر من منم پس كو كدوي گردنم ؟! ))

 

/ 5 نظر / 16 بازدید
ali

حضرت ايت اله خامنه اي دامت برکاته با شما توسط همسرشان سخني دارد ...يا ابا عبداله الحسين

گروه عشق يعنی...

سلام عليکم . شايد به تعبيری بتوان گفت که اين تنها ناشی از بی معرفت ( عدم شناخت) از خويشتن است که به بهانه های گوناگون خود را به چيزی کم بهاتر نشانه گذاری مينماييم لکن ارزشی در درون داريم که اگر از آن مطلع بوديم اينگونه نمی انديشيديم . شما هموطن گرامی؛ در صورت تمايل از عشق يعنی ... ديدن فرماييد و ديدگاه هيدگر نويسندهء آلمانی در مورد آزادی و انسان را ملاحظه نماييد.

حسين

اين يارو که گفتی ترک نبوده؟؟؟؟؟

سجاد احمدی

سلام. با تبريک ماه رمضان ماه توبه و استغفار و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما. دوست گرامی به وبلاگ من هم سر بزن التماس دعا و به اميد ديدار

سخت نوشتی