مساوات يا عدالت ؟

تنها مطلبى كه بايد به آن توجه داشت ( و در اسلام به آن توجه خاصى شده ) ولى بعضى روى يك سلسله احساسات افراطى و حساب نشده آن را انكار مى كنند مساله تفاوتهاى روحى و جسمى زن و مرد و تفاوت وظايف آنها است .

ما هر چه را انكار كنيم اين حقيقت را نمى توانيم انكار نمائيم كه بين اين دو جنس هم از نظر جسمى و هم از نظر روحى تفاوت زيادى است كه ذكر آنها در كتب مختلف ما را از تكرار آنها بى نياز مى سازد و خلاصه همه آنها اين است كه چون زن پايگاه وجود و پيدايش انسان است و رشد نونهالان در دامن او انجام مى پذيرد همانطور كه جسما متناسب با حمل و پرورش و تربيت نسل هاى بعد آفريده شده از نظر روحى هم سهم بيشترى از عواطف و احساسات دارد.

با وجود اين اختلافات دامنه دار آيا مى توان گفت زن و مرد بايد در تمام شؤ ون همراه يكديگر گام برداشته و در تمام كارها صددرصد مساوى باشند.

مگر نه اين است كه بايد طرفدار عدالت در اجتماع بود آيا عدالت غير از اين است كه هر كس به وظيفه خود پرداخته و از مواهب و مزاياى وجودى خويش بهره مند گردد؟

بنابراين آيا دخالت دادن زن در كارهائى كه خارج از تناسب روحى و جسمى اوست بر خلاف عدالت نمى باشد؟!
اينجاست كه مى بينيم اسلام در عين طرفدارى از عدالت ، مرد را در پاره اى از كارهاى اجتماعى كه به خشونت و يا دقت بيشترى نيازمند است ، مانند: سرپرستى كانون خانه و... مقدم داشته و مقام معاونت را به زن واگذار كرده است .

يك خانه و يكاجتماع  هر كدام احتياج به مدير دارند و مساله مديريت در آخرين مرحله خود بايد در يك شخص منتهى گردد، و گرنه كشمكش و هرج و مرج بر قرار خواهد شد.

با اين وضع آيا بهتر است كه مرد براى اين كار نامزد گردد يا زن ؟ همه محاسبات دور از تعصب مى گويد وضع ساختمانى مرد ايجاب مى كند كه مديريت خانواده به عهده او نهاده شود و زن معاون او گردد.

 

 تفسير نمونه جلد 2صفحه 164