جهان بر محور حق و عدالت

أَمْ حَسِب الَّذِينَ اجْترَحُوا السيِّئَاتِ أَن نجْعَلَهُمْ كالَّذِينَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصلِحَتِ سوَاءً محْيَاهُمْ وَ مَمَاتهُمْ ساءَ مَا يحْكُمُونَ(21) وَ خَلَقَ اللَّهُ السمَوَتِ وَ الاَرْض ‍ بِالحَْقِّ وَ لِتُجْزَى كلُّ نَفْسِ بِمَا كسبَت وَ هُمْ لا يُظلَمُونَ(22) أَ فَرَءَيْت مَنِ اتخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَ أَضلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى سمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصرِهِ غِشوَةً فَمَن يهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ(23)


21- آيا كسانى كه مرتكب سيئات شدند گمان كردند كه ما آنها را همچون كسانى كه ايمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند قرار مى دهيم كه حيات و مرگشان يكسان باشد؟ چه بد داورى مى كنند.
22-  و خداوند آسمانها و زمين را به حق آفريده است ، تا هر كس ‍ در برابر اعمالى كه انجام داده است جزا داده شود، و به آنها ستمى نخواهد شد.
23- آيا ديدى كسى را كه معبود خود را هواى نفس خويش قرار داده ؟ و خداوند او را با آگاهى (بر اينكه شايسته هدايت نيست ) گمراه ساخته ، و بر گوش و قلبش

مهر زده ، و بر چشمش پرده اى افكنده ، با اينحال چه كسى مى تواند غير از خدا او را هدايت كند؟ آيا متذكر نمى شويد؟!

تفسير

حيات و مرگ اين دو گروه يكسان نيست

در تعقيب آيات گذشته كه سخن از دو گروه مؤ منان  و كافران ، يا پرهيزگاران  و مجرمان  در ميان بود در نخستين آيه مورد بحث اين دو را در يك مقايسه اصولى در برابر هم قرار داده مى گويد: ((آيا كسانى كه مرتكب سيئات شدند گمان كردند آنها را همچون كسانى قرار مى دهيم كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام داده اند كه حيات و مرگشان يكسان باشد؟! (ام حسب الذين اجترجوا السيئات ان نجعلهم كالذين آمنوا و عملوا الصالحات سواء محياهم و مماتهم ).

((چه بد داورى مى كنند! (ساء ما يحكمون )

مگر ممكن است نور و ظلمت ، علم و جهل ، خوب و بد، ايمان و كفر يكسان باشد؟ مگر امكان دارد بازتاب و ثمره و نتيجه اين امور نامساوى ، مساوى گردد؟ هرگز چنين نيست ، مؤ منان صالح العمل از مجرمان بى ايمان در همه چيز جدا هستند، و ايمان و كفر و اعمال نيك و بد سرتاسر زندگى و مرگ هر يك از آنها را به رنگ خود درمى آورد.

اين آيه همانند آيه 28 سوره ((ص  است كه مى فرمايد: ((آيا كسانى را كه ايمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند همچون ((مفسدان در ارض  قرار دهيم ؟ يا پرهيزگاران را همچون فاجران ؟ (ام نجعل الذين آمنوا و عملوا الصالحات كالمفسدين فى الارض ام نجعل المتقين كالفجار).

يا همانند آيه 35 و 36 سوره قلم كه مى گويد: ((آيا مسلمانان را همچون مجرمان قرار مى دهيم ؟ چه مى شود شما را چگونه داورى مى كنيد؟! (افنجعل المسلمين كالمجرمين ما لكم كيف تحكمون ).

((اجترحوا از ماده ((جرح  در اصل به معنى جراحت و اثرى كه بر اثر بيمارى و آسيبهاست كه به بدن انسان مى رسد، و از آنجا كه ارتكاب گناه گوئى روح او را مجروح مى سازد ماده ((اجتراح  به معنى انجام گناه نيز به كار رفته ، و گاه در معنى وسيعترى ، يعنى هر گونه اكتساب ، استعمال مى شود، و اعضاى بدن را از اين نظر ((جوارح  گويند كه انسان به وسيله آن مقاصد خود را انجام مى دهد و آنچه مى خواهد به دست مى آورد و كسب مى كند.

به هر حال اين آيه مى گويد: اين يك پندار غلط است كه تصور كنند ايمان و عمل صالح ، يا كفر و گناه ، تاءثيرى در زندگى انسان نمى گذارد، چنين نيست زندگى و مرگ اين دو گروه كاملا با هم متفاوت است .

مؤ منان در پرتو ايمان و عمل صالح از آرامش خاصى برخوردارند بطورى كه سختترين حوادث زندگى تاءثيرى در روح آنها نمى گذارد، در حالى كه افراد بى ايمان و آلوده دائما در اضطرابند، اگر در نعمتند بيم زوال آن پيوسته آنها را رنج مى دهد، اگر در مصيبت و ناراحتيند قدرت مقابله با آن را ندارند، چنانكه در آيه 82 سوره انعام مى خوانيم : الذين آمنوا و لم يلبسوا ايمانهم بظلم اولئك لهم الامن و هم مهتدون ((آنها كه ايمان آوردند و ايمان خود را به شرك نيالودند امنيت از آن آنها است ، و آنها هدايت يافتگانند.

افراد با ايمان به وعده هاى الهى دلگرمند و مشمول عنايات خاص ‍ اويند، چنانكه در آيه 51 سوره مؤ من مى خوانيم : انا لننصر رسلنا و الذين آمنوا فى الحياة الدنيا و يوم يقوم الاشهاد:

((ما رسولان خود و كسانى را كه ايمان آورده اند در حيات دنيا و روز قيامت كه گواهان بپا مى خيزند يارى مى كنيم .
نور هدايت قلب گروه اول را روشن مى سازد و با گامهاى استوار به سوى هدف مقدسشان پيش مى روند الله ولى الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الى النور: خداوند ولى كسانى است كه ايمان آوردند آنها را از ظلمتها به سوى نور هدايت مى كند (بقره - 257)

اما گروه دوم نه هدف مشخصى براى زندگى مى يابند، و نه برنامه روشنى و در ميان امواج ظلمات سرگردانند، و الذين كفروا اوليائهم الطاغوت يخرجونهم من النور الى الظلمات : ((كسانى كه كافر شدند ولى آنها طاغوت و شيطان است ، و آنها را از نور به سوى ظلمتها مى برند

اين در حيات و زندگى اين جهان است ، و اما به هنگام مرگ كه دريچه اى است به عالم بقا، و دروازه اى است براى آخرت ، چنانكه قرآن در آيه 32 نحل مى گويد: ((پرهيزگاران كسانى هستند كه فرشتگان قبض روح آنها مى كنند در حالى كه پاك و پاكيزه اند، به آنها مى گويند سلام بر شما باد، وارد بهشت شويد به خاطر اعمالى كه انجام مى داديد (الذين تتوفاهم الملائكة طيبين يقولون سلام عليكم ادخلوا الجنة بما كنتم تعملون ).

در حالى كه با مجرمان بى ايمان طور ديگرى سخن مى گويند چنانكه در آيه هاى 27 و 27 همان سوره نحل آمده است : ((كافران كسانى هستند كه فرشتگان قبض روح آنها مى كنند در حالى كه به خود ستم كرده اند، در اين هنگام از روى بيچارگى و اظهار تسليم مى گويند: ما كار بدى انجام نمى داديم ، آرى خداوند به آنچه انجام مى داديد آگاه است - اكنون از درهاى دوزخ وارد شويد و جاودانه در آن خواهيد ماند چه بد جايگاهى است جايگاه متكبران((الذين تتوفاهم الملائكة ظالمى انفسهم فالقوا السلم ما كنا نعمل من سوء بلى ان الله عليم بما كنتم تعملون - فادخلوا ابواب جهنم خالدين فيها فلبئس مثوى المتكبرين .
خلاصه ، تفاوت در ميان اين دو گروه در تمام شؤ ون زندگى و مرگ و عالم برزخ و قيامت موجود است .

آيه بعد در حقيقت تفسير و تعليلى است براى آيه قبل ، مى فرمايد: ((خداوند آسمانها و زمين را به حق آفريده است(و خلق الله السموات و الارض بالحق ).

((و هدف آن است كه هر كس در برابر اعمالى كه انجام داده است جزا داده شود، و به آنها ظلم و ستمى نخواهد شد (و لتجزى كل نفس بما كسبت و هم لا يظلمون ).

سراسر عالم نشان مى دهد كه آفريننده اين جهان آن را بر محور حق قرار داده ، و در همه جا حق و عدالت حاكم است .
با اينحال چگونه ممكن است مؤ منان صالح العمل و مجرمان بى ايمان را يكسان قرار دهد، و اين امر به صورت استثنائى در قانون خلقت درآيد؟

طبيعى است آنها كه هماهنگ با اين قانون حق و عدالت حركت مى كنند بايد از بركات عالم هستى و الطاف الهى بهره مند شوند، و آنها كه بر ضد آن گام برمى دارند بايد طعمه آتش سوزان قهر و غضب خدا شوند، و عدالت همين را ايجاب مى كند.

و از اينجا روشن مى شود كه ((عدالت  به معنى ((مساوات و برابرى  نيست ، بلكه عدالت آن است كه هر كسى بر طبق شايستگيهايش از مواهب بيشترى بهره گيرد.

آخرين آيه مورد بحث نيز توضيح و تعليل ديگرى است براى عدم مساوات كافران و مؤ منان ، مى فرمايد: ((آيا مشاهده كردى كسى را كه معبود خود را هوا و هوس خويش قرار داده ؟! (افراءيت من اتخذ الهه هواه ).

((و چون خدا مى دانسته شايستگى هدايت ندارد او را گمراه ساخته(و اضله الله على علم ).

((بر گوش و قلبش مهر زده ، و بر چشمش پرده اى افكنده ، تا در وادى ضلالت همواره سرگردان بماند (و ختم على سمعه و

قلبه و جعل على بصره غشاوة ).

با اينحال چه كسى مى تواند غير از خدا او را هدايت كند (فمن يهديه من بعد الله ).

آيا با اينهمه متذكر نمى شويد؟ و تفاوت چنين كسى را با آنها كه در پرتو نور حق راه خود را يافته اند نمى فهميد؟ (افلا تذكرون )

تفسير نمونه جلد 21 صفحه 258