در محضر استاد ...

در محضر استاد

 

حضرت علامه حسن زاده آملي

انديشه شب جان را نيرو و پرتو دهد و نماز شب به مينو كشاند . در بندگي بايد نيك استوار و پايدار بود تا همه كارها و گفتارها جز نيايش و ستايش دادار نبود ، كه بي رنج گنج به دست نيايد. راه نيك هموار است و كار نيك دشوار ، شير مردان خوش به كار تن در دهند تا دشورشان آسان گردد و كم كم سزاوار آستان دلستان گردند .هر كه جان به جانانه سپرد گوي نيكبختي را ببرد ، و گر نه چون ديگر جانوران بخورد و بمرد . آن كه ديده به روي نيكوي دوست گشود، چشمش روشن باد كه :

ديده را فايده آنست كه دلبر بيند             ور نبيند چه بود فايده بينايي را

خواب و خوراك و كار و زندگي را اندازه است كه در كم آن بيم تباهي است و در افزون آن ترس رسوايي . شكم تهي رهزن شود چنانچه آكنده آن ، كه سير گرسنه ديدار نمي شود ، و سيراب تشنه دلدار نگردد ميانه روي مايه بلند پايگي و ارجمندي و نيكبختي است. آنچه را كه داور خرد دستور داد ، بجاي آر و پاسـخ درست بــراي پرسش خدايــت فـراهم كن .تنها از آفريده گارت شرم بدار نه از آفريده هايش .بگذار ديگران از تو رنگ بگيرند نه تو از آنان . هر كس در هر پايه اي كه هست اگر رهزن است ارزش پشيزي ناچيز ندارد ، بي پرده بگويم : مگسانند گرد شيريني . پيمانت را با خدا و پيمبر سخت استوار كن ، و از ته دل بگو خدايا آمدم ، اگر كام تو بر نيامد آنگه گله كن ، كوتاهي سخن ، خود را باش .