اسلام دين شمشير يا ايمان؟

 

آيااسلام به زور شمشير رشد نمود؟

يا با ايمان مسلمانان؟

 

جواب شبهه: منشأ تاريخى اين تهمت كه اسلام دين شمشير است . گسترش اسلام در دو قرن اول پس ازرسالت پيامبراسلام (صلىالله عليه وآله وسلم) است ، سرعت فتوحات اوليه اسلام و گسترش عظيم آن جهانيان را به بهت وحيرت فرو برد ومورخان را دچار سرگشتگى ساخت مسيحيان با ملاحظه اين موفقيت هاى نظامى كه در ظرف يك قرن به مسلمانان امكان داد تا قدرت خود را از چين تا قلب فرانسه بگستراند اين نكته را عنوان كردند كه اسلام دين شمشير است و با جنگ مقدس اقدام به فتح سرزمين ها كرده و مردم را با زور مسلمان نموده است.
پاسخ نخست به اين مطلب آن است كه اصولاً هر دين و آيينى يك نوع خصوصيت جنگاورانه دارد، اين خصوصيت كم و بيش با توجه به موقعيت هاى تاريخى بروز و ظهور مى كند و به ويژه هنگامى جلوه گر مى شود كه امت مورد تهديد قرار گيرد دينى كه بر طبق مشيت الهى مأمور عرضه راه نجات به تمامى مردم جهان است نمى تواند بى دشمن باشد و چون خواه ناخواه با دشمنان فراوان روبروست براى سرپا ماندن بايد در برابر آنها از خود دفاع كند و به نبرد بپردازد حتى دولتهاى بودايى هم داراى ارتش هستند و به جنگ دست مىزنند ، مسيحيت هم كه به صورت يك تمدن و نيز به قالب امپراطورى بزرگ در آمد در مقابله با كسانى كه مانع كار وى مى شدند از دست بردن بر شمشير سرباز نمى زد اما پيامبر اسلام (صلىالله عليه وآله وسلم) جنگاوران مسلمان را واداشته است تا حال دشمن مغلوب و خلع سلاح شده را مراعات كنند و مسلمانان نيز به هنگام جنگ كوششى داشتند تا حد ممكن جنگ را انسانى نمايند.
شيوه رفتار معتدل و تساهل جوى مسلمانان تا حدود زيادى موجب گرديد تا مردم كشورهاى مورد حمله با جنگاوران احساس همدلى نمايند و در بسيارى از مناطق همچون برخى از ايالات بيزانس ـ مردم از جنگاوران به عنوان ارتش آزادى بخش استقبال كنند و به طور كلى نمى توان مدعى شد كه جنگاوران مسيحى در برابردشمن خود بلند همتى فراوان به خرج داده اند به عكس در تاريخ مسيحيت به نمونه هاى متعددى بر مى خوريم كه خلاف اين امر را گواهى مى كنند به ويژه در طول جنگ هاى صليبى با ماجراى دهشتناكى روبرو مى شويم هنگامى كه با سال 1090 ميلادى فرمانده اولين جنگ هاى صليبى بيت المقدس را گرفت، نيروهاى وى تقريباً همه مسلمانان و يهوديان را قتل عام نمودند ، حال آن كه در سال هفدهم هجرى ( 638 ميلادى) مسلمانان همين شهر را تسخير كردند بى آنكه يك قطره خون بريزند، هنگامى كه صلاح الدين ايوبى در سال 1187 ميلادى اين شهر را گشود به مسيحيان امان داد اما وقتى مسيحيان، اسپانيا را از دست مسلمانان گرفتند تمامى مسلمانان را يا كشتند و يا به زور به قبول آيين مسيح واداشتند و يا از شهر راندند تا در راه به هلاكت برسند. گوستاولوبون مى نويسد: " سپاه صليب قساوت و بى رحمى و خونخوارى را به جايى رسانيد كه در غير از مذهب يهود نظير آن را در بين اهل هيج مذهبى نمى توان پيدا كرد."
وويل دورانت مىگويد: " در نتيجه 70000 نفر مسلمان را كه در شهر مانده بودند به هلاكت رساندند."
پاسخ هاى ديگرى مجال مطرح شدن را داراند ولى به وقتى ديگر موكول مى كنيم.